یک جا بلای شیعه به جانم خریده ام
سـاعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٦  کلمات کلیدی: امام موسی بن جعفر ، ادب فنای مقربان

سید بن طاووس در مصباح الزائر در یکی از زیارات حضرت موسی بن جعفر علیه السلام صلواتی را نقل کرده اند که در برگیرنده گوشه ای از فضائل، مناقب، عبادات و مصائب آن حضرت است و البته فرازهای این صلوات بسیار سوزناک و تکاندهنده است. در قسمتی از این صلوات خطاب به مولایمان امام موسی کاظم علیه السلام می گوییم:

سلام بر آن کسی که در قعر زندان ها و تاریکی سلول ها شکنجه کشیده با پاهایی که از زنجیرهای در بندش خرد شده...1

در کافی جلد یک باب "ائمه به اختیار خود می میرند و زمانش را می دانند" از امام موسی کاظم علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

خدای عزّوجل بر شیعه غضب کرد، پس مرا مخیّر ساخت که یا من و یا آنها فدا شویم. بخدا من با دادن جان خودم ایشان را حفظ کردم.


علامه مجلسی در شرح این حدیث می گوید: غضب خدا بر شیعه یا برای این بود که ایشان تقیه را از دست دادند و امامت آن حضرت را فاش کردند، بنابراین خلیفه وقت هارون الرشید چاره ای نداشت جز اینکه یا شیعیان را تعقیب کند و بکشد و یا آن حضرت را زندانی و مسموم کند، و حضرتش سلامت شیعه را به قیمت جان خود خرید.

یا آنکه علت غضب خدا این بود که شیعیان از آن حضرت اطاعت و انقیاد نکردند تا آنکه هارونیان بر آنها مسلط شدند. خداوند متعال آن حضرت را مخیّر ساخت که یا جنگ کند و جماعتی از شیعه را به کشتن دهد و یا گوشه گیری کند و تن به زندان و شهادت دهد.

در اینجا توضیح این نکته ضروری به نظر می رسد که پیغمبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) از دو علم برخوردارند: علومی که از راه های عادی به دست می آید و علومی که از راه های غیر عادی و نامتعارف به دست می آید.

با توجه به اینکه دنیا نشئه تکلیف است و آن پیشوایان نور نیز همانند سایر مردم، مکلّف به تکالیف الهی بودند، مکلّف به استفاده از علوم غیر عادی نبودند و تنها باید طبق علم عادی رفتار می کردند. البته در مواردی که خدا به آنها اجازه می داد از علوم غیر عادی برای اعجاز و اثبات حق بودن دعوت یا دعوا استفاده می کردند. پس استفاده از علوم غیر عادی به اذن خاص الهی بستگی داشت، نه به اراده خودشان. چون آن ذوات نورانی در تمام ابعاد علمی و عملی ، معصوم و مصون بودند و اراده آنان تابع اراده الهی بود، هرگز در استفاده از علوم غیر عادی از امر خدا سرپیچی نمی کردند. حتی در قضا نیز مامور بودند که به علم عادی عمل کنند.

بنابراین آگاهی ائمه از سرنوشت غیبی خودشان تکلیف آور نبود. از این جهت از آن علم استفاده نمی کردند؛ مگر در مواردی خاص که از سوی خداوند متعال مامور به استفاده از آن می شدند. وگرنه معیار تکلیف، علم عادی بود، نه علم غیر عادی. از این رو اگر از راههای عادی به نقشه دشمن پی می بردند حتما برای خنثی کردن آن اقدام می کردند.2

________________________________________________

پی نوشت:

1- مفاتیح الجنان، باب زیارت امام موسی بن جعفر علیه السلام

2- آیت الله جوادی آملی، کتاب ادب فنای مقربان، ج 2، ص 225 و 226.