چراغ هدایت
سـاعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱  کلمات کلیدی: عاشورا

مردی خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن (تا مانع صدور گناه از من شود).

امام فرمودند: پنج کار را بکن و آنگاه هرچه خواستی گناه کن

1- روزی خدا را نخور و هرچه خواستی گناه کن.

2- از ولایت خدا خارج شو و هرچه خواستی گناه کن.

3- جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن.

4- آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن.

5- وقتی مامور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند اگر می توانی داخل نشو و هرچه می خواهی گناه کن. (بحارالانوار،ج75، ص 126)

 

همین!

 

خاطره نوشت: دوست سیده ای دارم، با صفا و اهل دل. همیشه در عوالم عجیبی سیر می کند. یادم هست در نمازخانه خوابگاه بنا به عادت همیشگی دعای کمیلی بود و مداحی هم دعوت شده بود...نمیدانم چرا با دعای مداح همراه نبودیم. حالمان عوض نمی شد. سر به سر هم میگذاشتیم و می خندیدیم! هم مداحش اهل دل نبود و هم ما از قافله عقب بودیم. تا اینکه لابلای خنده هامون دوستم به گل رز صورتی که دست من بود و از باغچه خوابگاه چیده بودم اشاره کرد و با بغض گفت: چقدر شبیه علی اضغر هست! یادم هست تا آخر مجلس زار زار با همین یک جمله اشک ریخیتیم...

______________________________________________________________

پ.ن: راستی یادت باشد

                      اگر در تپش باغ خدا را دیدی

همت کن و بگو ماهی ها

                                حوضشان بی آب است...

لطفا اینجا را هم ببینید. منبر و روضه مجازی. انشاالله شما هم مثل بنده استفاده خواهید برد.