آخر رفاقت...!

به قول دوستان ایرانسل تو رفاقت سنگ تموم گذاشته! به یادم میاره که وجود خارجی دارم!

سعدی علیه الرحمه می فرماید:

 

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو         بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار            جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو


طفلی عاشقی که معشوقش اینجوری ضایع اش کنه!! خب خوشه بدون تو؛ چیکارش داری؟!  بذار زندگیشو بکنه دیگه!

به این عکس1 نگاه کنید:

تو اولین نگاه با تمام وجود دلم خواست جای این پیرمرد با صفا باشم!

باز هم سعدی می فرماید:

 

نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم         نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم

غم موجود و پریشانی معدوم ندارم         نفسی می‌زنم آسوده و عمری می‌گذارم

 

احساسم میگه این پیرمرد باصفا هم داره این ابیات رو می خونه؛ انقد که غم موجود و پریشانی معدوم نداره! خوش به حالش...

______________________________________________________________

پ.ن1- این روزها که می گذرد انگار کسی در باد فریاد می زند...

پ.ن2- پاییز که میشه، دفتر خاطراتمو ورق می زنم. به یاد کسانی می افتم که حالا دیگه کنارم نیستند. به یاد کسانی می افتم که حتی اسمشون رو فراموش کردم! اما تصویر لبخندشون ته ذهنم مونده... حسی مثل این ترانه (اگر دوست داشتید دانلود کنید)

1. عکاس: سید ولی شجاعی لنگری

/ 17 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل اشناب

بسم الله سلام عاشق این پیرمرد های باصفای و با اصل و نصب و آدم حسابی روستا هستم ! نمی دانم چرا اما یاد دو ماه پیش افتادم که روبروی گنبد امام مهربان در صحن گوهرشاد نشسته بودم که پیرمردی آمد و نشست کنارم . اصفهانی بود . مهر نمازش هم شکسته ! با لهجه پرسید : مال کوجایی؟! گفتم تهران گفت خودتون تنها اومدِین؟ گفتم با چند نفر از دوستان . همچین گرم صحبت که شد ، گفت دهانش مرتب خشک می شود .گفتم پدرجان آزمایش بده ، دکتر برو . گفت رفتم و این حرفا از قضا سمت راستم هم یک پیرمرد بود که ساکت نشسته بود . این را که شنید برگشت با لهجه غلیظ اصفهانی گفت ، مال دیابت س ! سرتان را درد نیاورم از دو طرف من اینقدر با هم حرف زدند که یه لخظه گمان کردم در میدان نقش جهان نشسته ام ! بعدش هم با هم رفیق شدند و همانطور صمیمی و دوست داشتنی رفتند در صف نماز جماعت ! . هرکس در طول حیاتش درست زندگی کند در آخر عمر میشود مثل همین پیرمرد های باصفا ! مثل همین عکس ............ از خواندن مطالبتان حقا خوشحال می شویم . در کامنتی نوشتم که چرا لذت می بریم ! شرمنده اگر دیر خدمت رسیدیم . موفق باشید یا علی

مهدی

با سلام و ادب و نیز شیخ اجل علیه الرحمه می‌فرمایند: لاابالی چه کند دفتر دانایی را طاقت وعظ نباشد سر سودایی را آب را قول تو با آتش اگر جمع کند نتواند که کند عشق و شکیبایی را دیده را فایده آنست که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را «عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را» همه دانند که من سبزه خط دارم دوست نه چو دیگر حیوان سبزه صحرایی را من همان روز دل و صبر به یغما دادم که مقید شدم آن دلبر یغمایی را سرو بگذار که قدی و قیامی دارد گو ببین آمدن و رفتن رعنایی را «گر برانی نرود ور برود بازآید ناگزیرست مگس دکه حلوایی را» بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس حد همینست سخندانی و زیبایی را سعدیا نوبتی امشب دهل صبح نکوفت یا مگر روز نباشد شب تنهایی را موفق باشید [گل]

شهیدبی پلاک

سلام- شهادت امام مجمد باقر علیه السلام بر شما و همه عاشقان حضرتش تسلیت باد. امید که از پویندگان راه آن حضرت باشیم. التماس دعا

مورچه

در ضمن مهمونی شما مهمون خاص می طلبیده!! تازشم من از کجا بدونم؟ مگه من علم غیب دارم؟!! ________ [سوال]

رادیکال منفی 2

واقعا راست میگی تسنیم. ما همیشه از وضعیتی که هستیم ناراضی هستیم ولی واقعا اگه فکرشو بکنیم باید بابت همین ارامش خیال و اینهمه نعمتی که خدا بما داده شاکر و راضی باشیم. چه بسا اونایی که ما حسرت وضعیتشون رو داریم، مشکلاتی بس عدیده تر از ما داشته باشند. ممنون از حضورت.

ممیز

نفسی میزنم آسوده و عمری گذرانم!!! ای کاش میشد!!!!هییییییییییییییییی... عکستون هم خیلی قشنگ بود! یه سری به وبلاگ ما بزنید اگه قابل دونستید لینکمون کنید! موفق باشی! دوست عزیز!

ممیز

بسیار ممنون از محبتتون بنده هم لینک کردم! بازهم ممنون!

شاید شب

خوبید ؟ ممنون از حضورتون و لینکتون اطاعت امر شد و لینک شدید راستی..........................سلام

دستخط یک دختر

انقدر دورنگی و زرق و برق دورمون را پر کرده که همه آرامش این پیرمرد را آرزومندیم پائیز همیشه دلگیر است - نمیدونم چه غمی داره که این سه ماه همچین غمش را میرزه به دل ها

ممیز

سلام از مطلب جدید بازدید کنید! البته لطفا[لبخند]!