من و غریبی و ...!

و داستان این عکس:

یکی دو هفته پیش که در نهایت شگفتی تو چلّه تابستون بارون قشنگ و زیبایی میومد و بوی بهار و پاکی و طراوت همه جا رو گرفته بود و فضا پر از اکسیژن شده بود، تو یکی از خیابونای شهرمون که پر از درخته و انتهاش میرسه به دانشکده کشاورزی رفتم قدم بزنم و هوایی تازه کنم...

این سنگ نوشته رو روی دیوار خوابگاه دانشجویی دیدم، خطش فوق العادست، مگه نه؟! در حد یک اثر هنری زیباست...

یه جورایی یاد فرهاد کوه کَن و شیرین و اینها افتادم!چشمک

/ 10 نظر / 15 بازدید
jobs

استخدام یک شرکت مهندسی در تهران استخدام کارشناس به بالا در شرکت پیمانکاری در تهران دعوت به همکاری یک شرکت معتبر در تهران استخدام مراکز درمانی در قزوین و قم استخدام در موسسه آموزشی پژوهشی آگاهان نیرو استخدام دانشگاه شاهد استخدام منشی در شهرک صنعتی شمس آباد استخدام در شرکت شاناکو در سراسر ایران آگهی استخدام در قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا-آجا استخدام شهرداری سال ۹۱ استخدام وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات سال ۹۱ استخدام در شرکت آنا صنعت آسیا استخدام در ۶ ردیف شغلی در اصفهان استخدام ماهنامه‌ی اتوماسیون اداری و مالی در تهران تغییر تاریخ آزمون استخدام شرکت مخابرات ایران سال ۹۱ دعوت به همکاری صنایع رباتیک آراد استخدام گسترده شرکت کیسون استخدام شرکت تولیدی در زمینه ی قطعه سازی خودرو استخدام کانتر خارجی برای آژانس هواپیمایی استخدام گسترده مدیران و متخصصان http://www.jobs.xzn.ir

کیمیا

سلام واقعا حیف اینهمه ذوق و قریحه که در تو وجود داره! حیف و صد حیف!

سید مجتبی

چه دل سوخته‌ای داشته نویسنده. و البته خط خوب

مورچه

[خنده] کیمیا چیکار به ذوق و قریحه تو داره؟ مگه این کار تو هست؟ [تعجب] ------------ کار هر کی هست خوش بحالش. [افسوس] منکه بخاطر خطم کلی مسخره میشم. خیلی هم بد نیست ولی از شانس بد من! همه دوستام خوش خط ان. مثه همین نوشته روی سنگ

مورچه

بر اثر شوخى حیف نون 45 نفر كشته شدند! اين حادثه وقتى رخ داد كه حیف نون چشاى راننده اتوبوس گرفته بود و بهش ميگفت من كى ام! [قهقهه][قهقهه][قهقهه]

نزیهه سادات

وفتی اول چشمم به عکس افتاد یاد سنگ قبر افتادم...[چشمک]

آزاد اندیش

بیچاره فرهاد! بابا اگه اینم مثل فرهاد بدونیم که در حق فرهاد ظلم کردیم جون وبم! آخی چه خوش قریحه...

سعید

سلام- اگر چشمها را خوب باز کنیم، اطرافمان سرشار از هنرو هنرمند است- ما دقتمان کم شده! بیایید بهتر ببینیم... نگاهتان لطیف بود..

سید مجتبی

شاید تا دل نسوزد چیزی نمی‌جوشد... حتی توان و هنر

مهرداد

یکی مینویسه سمیراهنوز دوستت دارم امضا حسین یکیم اینجوری...دم جفتشونم گرم باد